آنها وطن من را تجزیه کردند
سرمربی جدید استقلال از آمریکا متنفر است
من از آمریکا به خاطر بمباران مونتهنگرو متنفرم. آن روز آنجا بودم.

به گزارش "ورزش سه"، میودراگ بوژوویچ امروز به عنوان سرمربی جدید استقلال انتخاب شد. مربی با سابقه طولانی و اهل مونته نگرو که سالها در روسیه فعالیت داشت و آنجا یک مربی کاملا شناخته شده است.
سه سال پیش او با "matchtv" روسیه یک مصاحبه طولانی و با تم سیاسی انجام داد که در آن مواضع خود در مورد مسائل روز دنیا را بیان کرد. اینجا بخشهایی از این مصاحبه آمده است:
میودراگ بوژوویچ به یک مربی افسانهای برای لیگ برتر روسیه تبدیل شده است. او ۱۱ سال از ۱۴ سال گذشته را در روسیه کار کرده و در ۷ باشگاه مختلف در شهرهای پرم، سامارا، روستوف، تولا و مسکو (در برخی از آنها دو بار) فعالیت داشته است. او حتی یک جام هم به دست آورده - جام حذفی با روستوف. اما ما میخواستیم با این مربی مونتهنگروئی نه تنها درباره روسیه، بلکه درباره مسائل دیگر نیز صحبت کنیم.
زیرا بوژوویچ پیش از این نیز مسیری طولانی را طی کرده بود: در ۲۳ سالگی شاهد فروپاشی کشورش بود (و هنوز هم خود را یک یوگسلاو میداند) و در ۳۱ سالگی با چشمان خود بمباران مونتهنگرو توسط نیروهای ناتو را دید.
درباره این موضوعات و بسیاری مسائل دیگر در این مصاحبه مفصل صحبت خواهیم کرد.
بوژوویچ ۱۸ ماه در ارتش خدمت کرد. سپس به عنوان بازیکن، فروپاشی یوگسلاوی را تجربه کرد: سنگپرانی به اتوبوس، افزایش ده برابری قیمت بنزین، و نفرت از آمریکا.

آغاز فروپاشی یوگسلاوی در سال ۱۹۹۱ بود و شما در ۲۳ سالگی در باشگاه مونتهنگروئی «بودوچنوست» بودید. آن زمان چگونه بود؟
ما بیشتر با اتوبوس به بازیها میرفتیم و از جمهوریهای مختلف یوگسلاوی عبور میکردیم. مشخص بود که چیزی در حال تغییر است و اوضاع خوب پیش نمیرود. احساسات ناسیونالیستی و مشکلات شروع شده بود. ما این را به خوبی حس میکردیم.
مردم میدیدند که این تیم «بودوچنوست» از مونتهنگرو است. در برخی جاها از ما به خوبی استقبال میکردند، اما در جاهای دیگر ممکن بود به سمت اتوبوس سنگ پرتاب کنند. کشور در شرایط بسیار بدی قرار داشت. همه میدانستند که این وضعیت به خیر ختم نمیشود.
پس از فروپاشی شوروی، بحران وحشتناکی رخ داد. در یوگسلاوی اوضاع چگونه بود؟
دوران سختی بود. تورم آنقدر زیاد بود که وقتی به رستوران میرفتی، قیمت غذا در زمان ورود یک چیز بود و در زمان خروج چیز دیگری. قیمت یک لیتر بنزین ده برابر شد: ابتدا نیم مارک آلمان بود و بعد به ۵ مارک رسید. اما در آن زمان اصلاً پیدا کردن پمپ بنزینی که سوخت داشته باشد سخت بود. چه بگویم وقتی حتی در فروشگاهها کاغذ توالت هم پیدا نمیشد. زندگی برای همه سخت شده بود.

فروپاشی یوگسلاوی را چگونه درک کردید؟
یوگسلاوی بهترین بخش زندگی من بود. ما کشوری بزرگ داشتیم، زندگی خوبی داشتیم، مردم کار داشتند. کارخانهها و کارگاهها ساخته میشد. تا دهه ۹۰ زندگی بسیار خوبی داشتیم.
هیچ درگیری بر اساس ملیت به خاطر نمیآورم. من در کرواسی ۱۸ ماه در ارتش (در بخش توپخانه) خدمت کردم - آنجا اسلوونیاییها، بوسنیاییها و مردمان دیگر هم بودند. و با همه روابط گرمی داشتم. حالا برای جوانها این ملتها خارجی هستند، اما برای من در آن زمان همه بخشی از کشورمان بودند.
فروپاشی برایم ضربه بزرگی بود. شاید کسانی را پیدا کنید که بگویند در یوگسلاوی حالشان بد بود، اما من آن را به عنوان کشور مادریام به یاد میآورم. هنوز هم خودم را یوگسلاو احساس میکنم و میدانم.
در سال ۱۹۹۲ به ستاره سرخ پیوستید که یک سال قبل قهرمان لیگ قهرمانان شده بود. اما بعد کل فوتبال یوگسلاوی برای ۴ سال تعطیل شد.
آن نسل یکی از بهترینها در تاریخ ستاره سرخ بود. در سال ۱۹۹۲ به این باشگاه اجازه ندادند بازیهای خانگی خود را در جامهای اروپایی برگزار کند، به همین خاطر در بوداپست یا صوفیه بازی میکردند. وگرنه آنها میتوانستند یک بار دیگر لیگ قهرمانان را ببرند. آن تیم پتانسیل بالایی داشت، اما پس از ممنوعیت بازی در جامهای اروپایی تقریباً همه بازیکنان فروخته شدند. آنها به تیمهای بزرگ رفتند.
سطح فوتبال بعد از تحریم یوفا به شدت افت کرد و علاقه هواداران هم کمتر شد. در لیگ یوگسلاوی تیمهایی مثل «دینامو زاگرب»، «هایدوک اسپلیت»، «المپیا» از لیوبلیانا، «واردار» از اسکوپیه و «سارایوو» حضور داشتند. تیمهای بسیار خوبی بودند. این لیگ جزو پنج لیگ برتر اروپا بود. متأسفانه همه اینها از بین رفت.

در سال ۱۹۹۹ بمباران یوگسلاوی توسط نیروهای ناتو رخ داد. روزی که از آن خبردار شدید را به خاطر دارید؟
خیلی خوب به خاطر دارم، چون خودم آن را تجربه کردم. آنها فقط بلگراد را بمباران نکردند، بلکه پودگوریتسا در مونتهنگرو، جایی که من بودم، هم هدف قرار گرفت. فقط در لحظهای احساس کردم خانه میلرزد. و هر بار بعد از آن، با همین لرزش متوجه شروع سری جدیدی از بمبارانها میشدم. مردم ما سرسخت بودند، به همین خاطر کسی مخفی نمیشد. هرچند ترسناک بود، چون هیچ راهی برای پاسخگویی نداشتیم. ما سلاحهایی در آن سطح نداشتیم. آنها هر کاری که میخواستند میتوانستند بکنند.
نیروهای ناتو ابتدا فرودگاه پودگوریتسا را بمباران کردند، اما بعد تلفات غیرنظامی هم به بار آمد. در روستای مورینو ۲ یا ۳ کودک کشته شدند. این وحشتناکترین داستان آن زمان است. چون بچهها، بچهاند. همیشه برای آنها نگرانیم.
آیا از آمریکا و ناتو به خاطر آن بمبارانها دلخورید؟
این دلخوری نیست، نفرت است. فقط از این کشورها متنفر میشوی. حتی بعد از ۳۰ سال این حس باقی میماند. میدانم که خیلی از مردم ما آنها کشورهایی که در بمباران شرکت داشتند را دوست ندارند. مردم میفهمند و میدانند که آنها میتوانند دوباره این کار را بکنند. همیشه میتوانند.
بوژوویچ به این سؤال پاسخ داد که آیا از محصولات آمریکایی مانند نوشابه «کوکاکولا» استفاده میکند یا نه
خیر. من از محصولات آمریکایی استفاده نمیکنم، البته گوشی آیفون را آمریکایی نمیدانم! آمریکا محصولات بسیار خوبی دارد که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد. من از سیاستهای دولت آمریکا متنفر هستم؛ نه کالاهای این کشور. آمریکا مردم خوبی دارد و دو برادر من در آمریکا زندگی میکنند. با این حال تاکنون از محصولات کوکاکولا یا رستورانهای زنجیرهای مکدونالد و KFC استفاده نکردهام.
در سال ۲۰۰۰ کار مربیگری را در باشگاه بلگراد شروع کردید. شهر را در چه حالتی دیدید؟
مشخص بود که بمباران شده است. هنوز هم برخی ساختمانهای تخریبشده آنجا باقی ماندهاند. اما زندگی چیز خوبی است، همیشه بازمیگردد. هرچه که باشد.
پس از درگیریها در یوگسلاوی، روابط بین کشورهای متحد سابق چگونه است؟
در روسیه این نظر وجود دارد که درگیری با اوکراین برای مدت طولانی مردم ما را از هم جدا کرده است.بین آدمهای معمولی، روابط معمولی است. باز هم میگویم، من خودم یوگسلاو بودم و هستم. برای من کسانی که در کرواسی یا مقدونیه زندگی میکنند، خارجی نیستند. الان یک مونتهنگروئی یا صرب میتواند بدون ترس به کرواسی یا بوسنی برود. البته در همه جا احمقهایی هستند، اما آدمهای معمولی بیشترند.
به همین خاطر فکر نمیکنم اوکراینیها و روسها برای همیشه از هم جدا شده باشند. بعد از مدتی مردم دوباره عادی زندگی خواهند کرد. امیدوارم همینطور شود.
آیا موفق شدید شهروندی روسیه را بگیرید؟
خیر، کمی دیر کردم. الان دیگر به آن نمیرسم.
شما با وقفههایی، تقریباً ۱۵ سال در روسیه کار کردید. کشور در این مدت چطور تغییر کرد؟
خیلی زیاد. وقتی در سال ۲۰۰۸ آمدم و حالا، تفاوت عظیمی است. جادهها بهتر شدهاند، ساختمانها، هتلها، فرودگاهها و استادیومهای زیادی ساخته شدهاند. همه چیز کاملاً فرق کرده است.نظری هست که میگوید مسکو کشوری دیگر در داخل روسیه است. از نظر شرایط و همه چیز...در همه جا همینطور است، پایتخت همیشه از مناطق دیگر توسعهیافتهتر است. اما مثلاً روستوف شهر خیلی زیبایی است. سامارا در ۱۲ سال کاملاً تغییر کرده. وقتی در سال ۲۰۰۸ با آمکار رفتم و وقتی در سال ۲۰۲۰ آنجا کار کردم، انگار دو شهر متفاوت بودند. خیلی بهتر شده است