وقتی گل نمیزنم حتی نمیتوانم غذا بخورم
کوجو: اشک ریختم چون باید ایران را میبردیم
جوئل کوجو، ستاره تیم ملی قرقیزستان که مورد توجه استقلال قرار گرفته است، در مصاحبهای طولانی به صحبت درباره مسائل مختلف از جمله دیدار با تیم ملی ایران پرداخت.
به گزارش "ورزش سه"، جوئل کوجو نام بازیکنی غنایی الاصل است که برای تیم ملی قرقیزستان بازی میکند. در تابستان امسال بود که او به جواد نکونام پیشنهاد شد و سرمربی استقلال نیز برای جذب او چراغ سبز داد. همه چیز برای حضور او در ایران مهیا بود که باشگاه ازبکستانی او یعنی دینامو سمرقند در آخرین لحظات با این انتقال مخالفت کرد.
کوجو سپس مصاحبهای علیه مدیران باشگاه انجام داد و به شدت از دست آنها عصبانی بود. هر چند او پس از غیبتی کوتاه در دیدارهای تیمش مجدداً برای دینامو سمرقند به میدان رفت اما اکنون یک بار دیگر و برای نقل و انتقالات زمستانی نام او به صورت جدی پیرامون باشگاه استقلال مطرح شده است.
اما چیزی که باعث شد این بازیکن در روزهای اخیر بیش از هر زمان دیگری مورد توجه علاقهمندان به فوتبال در ایران قرار بگیرد، دو گلی بود که در جریان پیروزی سه بر دو ایران برابر قرقیزستان وارد دروازه علیرضا بیرانوند کرد. پس از پایان بازی نیز کوجو که از شکست تیمش ناراحت بود، درون زمین مسابقه اشک میریخت. حتی سردار آزمون و مهدی طارمی نیز برای دلداری دادن به این مهاجم به سراغش رفتند.
حالا نیز کوجو مصاحبهای مفصل با رسانه قرقیزستانی انجام داده و درباره مسائل مختلف به صحبت پرداخته است که در زیر میخوانیم:
او درباره واکنشش در پایان دیدار با ایران گفت: من گریه نکردم، فقط به این دلیل که چنین احساسی داشتم. من از نتیجه 100 درصد راضی نبودم. همانطور که دیدید، ما هر کاری که میتوانستیم انجام دادیم، همه چیز، اما نتوانستیم به نتیجه مورد نظر برسیم. دوست داشتم بازی دیروز برای ما به شکل دیگری پیش میرفت. به همین دلیل، در پایان بازی بسیار احساسی شدم. بازی کردن برای تیم ملی کشور کار آسانی نیست.
کوجو گفت: شما در بازی خودتان نماینده یک ملت هستید و همه وجودتان را برای آن میگذارید، و این بیقیمت است. به همین دلیل من اینجا هستم، تا همه وجودم، تمام نیروهایم را به کشورم بدهم.
وی درباره گره خوردن زندگیاش با فوتبال گفت: از زمانی که کودک بودم، بازی کردن را شروع کردم. همه چیز زندگیام با ورزش گره خورده بود. من فقط مشغول انجام کاری بودم که دوست داشتم و پدربزرگم همیشه از من حمایت میکرد و همه چیز را برایم انجام میداد. او همیشه به من انگیزه میداد و میگفت که من به جایگاههای بالایی خواهم رسید و فوتبال بازی خواهم کرد.
او ادامه داد: به همین دلیل، من هم همیشه به خودم میگفتم که همه تلاشم را خواهم کرد تا بهترین باشم. پدربزرگم همیشه کنار من بود، اما متأسفانه اکنون دیگر او در میان ما نیست. او نمیتواند ببیند که من به چه جایگاهی رسیدهام. من واقعاً از حمایت او سپاسگزارم و مطمئنم که او به من افتخار میکند، همانطور که من به او افتخار میکنم.
کوجو اضافه کرد: دوست داشتم که او اکنون اینجا باشد، اما دیگر خیلی دیر شده است. ورزش تنها در آفریقا محبوب نیست، بلکه در سراسر جهان، ورزش محبوب است. هر جایی که در آفریقا باشید، مردم ورزش را دوست دارند. تمام خانواده من عاشق فوتبال بودند و خانواده ما به طور کلی بسیار ورزشی است. ما در رشتههای مختلفی مثل دویدن، پرش طول، بسکتبال و فوتبال فعال هستیم. اینها برای ما و برای آفریقاییها یک اشتیاق بزرگ است.
او درباره حضورش در فوتبال آسیا نیز توضیح داد: زمانی که شروع به بازی کردم، هدفم این بود که در خارج از کشور بازی کنم. به خودم گفتم که در غنا بازی نخواهم کرد. میخواستم روزی در اروپا بازی کنم. یک روز، یک ایجنت به سراغ من آمد و گفت که من بازی خوبی دارم و از من پرسید آیا نمیخواهم در آسیا بازی کنم؟ فکر کردم چرا که نه؟ با پدرم صحبت کردم و او با تصمیم من موافقت کرد.
کوجو درخصوص تجربیاتش از حضور در قرقیزستان نیز گفت: من در زمستان سال 2008 به قرقیزستان آمدم و این اولین تجربه من بود. وقتی فهمیدم هوا میتواند اینقدر سرد باشد، کمی شگفتزده شدم، اما تلاش کردم با آن کنار بیایم و به آن عادت کنم. در واقع، این اولین باری بود که در زندگیام برف میدیدم. انتظار چنین هوایی را در اروپا داشتم، اما تعجب کردم که اینجا هم هوا اینقدر سرد است. با این حال، برای فوتبال بازی کردن آمده بودم، بنابراین همه تلاشم را کردم تا نشان دهم چرا اینجا هستم.
وی اضافه کرد: در واقع، هوا تنها چالشی بود که با آن مواجه شدم. بقیه مسائل زندگی عادی بود. مردم قرقیزستان فوقالعاده هستند، از من حمایت میکنند و به فوتبال علاقه دارند. بازی خود را در باشگاهی محلی شروع کردم و همیشه از حمایت هواداران برخوردار بودم. از این نظر، همیشه میخواستم بهترین بازیام را نشان دهم و در نهایت حتی دعوت شدم که برای تیم ملی کشور بازی کنم.
بازیکن مورد نظر استقلال درباره بازی برای تیم ملی قرقیزستان نیز گفت: من هرگز فکر نمیکردم برای تیم ملی قرقیزستان بازی کنم، زیرا اصلاً نمیدانستم که در اینجا زندگی خواهم کرد. اما به خودم گفتم که اگر تیمی تصمیم بگیرد که واقعاً به من نیاز دارد، هر چه در توانم باشد انجام خواهم داد. پس از چند فصل، بالاخره نام من اعلام شد. واکنشم این بود: «وای، فوقالعاده است!»
وی گفت: در آن زمان، من ازدواج کرده بودم و با کمال میل برای خانه دومم بازی را شروع کردم. جو اینجا عالی است. همهچیز را دوست دارم. همسر عزیزم مرا بهخوبی پذیرفت. ما وقتی آشنا شدیم که من به بیشکک نقل مکان کردم. او در پذیرش یک هتل کار میکرد. من تقریباً هیچ چیز از زبان روسی نمیدانستم، اما بهتدریج دوست شدیم و در نهایت او مرا به پدرش معرفی کرد.
او ادامه داد: آن لحظهای خاص بود. او مرا بهخوبی پذیرفت و خانوادهاش واقعاً انسانهای فوقالعادهای هستند. هواداران ما هم عالیاند. آنها همیشه از ما حمایت میکنند، حتی وقتی که میبازیم. وقتی هوادارانی مانند آنها دارید، همه چیز متفاوت است. من واقعاً از آنها سپاسگزارم.
بازیکن تیم ملی قرقیزستان اضافه کرد: لحظاتی که وارد زمین میشوی و آنها برای تو هر کاری میکنند، فراموشنشدنی است. من واقعاً عاشق گل زدن هستم. حتی اگر در تمرین هم گل نزنم، حس خوبی ندارم. تکرار میکنم، وقتی در بازی فرصتی برای گلزنی پیدا نمیکنم، ناراحت میشوم و حتی نمیتوانم غذا بخورم.
کوجو در پایان گفت: من به دنبال شکستن رکوردها نیستم، بلکه میخواهم رکوردها مرا دنبال کنند. من به خودم اعتماد دارم، زیرا خودم را بهخوبی میشناسم. با این حال، خیلی سخت کار میکنم. این بخشی از شخصیت من است، و من همچنان به کارم ادامه میدهم تا بهترین سطح را حفظ کنم.