کد خبر : 2023946 | 05 خرداد 1403 ساعت 19:35 | 14K بازدید | 13 دیدگاه

خدا کمکم کرد؛

سلیمان‌زاده: همه اتفاقات را دو ساعت فراموش کردم!

مدافع میانی تیم فوتبال مس رفسنجان یک روز پس از برخورد شدید از ناحیه سر درباره حال و هوای خود و فراموشی‌ای که به او دست داده بوده، توضیح داده است.

سلیمان‌زاده: همه اتفاقات را دو ساعت فراموش کردم!

به گزارش "ورزش ‌سه"، دیدار ملوان و مس رفسنجان درحالی در نیمه اول با تساوی بدون گل به پایان رسید که مهمترین لحظه این مسابقه در نیمه نخست، برخورد شدید رامتین سلیمان‌زاده با آرمان اکوان بود که این بازیکن را راهی بیمارستان کرد.
سلیمان‌زاده در دقیقه 7 این مسابقه با بازیکن ملوان سر به سر می‌شود و شدت این ضربه به حدی بود که این بازیکن روانه بیمارستان شد. نکته عجیب اما این بود که سلیمان‌زاده نمی‌خواست از زمین مسابقه خارج شود و پروسه تعویض او خیلی طول می‌کشد، چون او اصرار به ماندن در بازی داشته  و سرانجام در دقیقه 22 جای خود را به مجید نصیری می‌دهد.

نکته نگران کننده درباره سلیمان زاده اینکه خبرنگاران حاضر در ورزشگاه سیروس قایقران می‌گویند او در هنگام ترک استادیوم اصلا متوجه نبوده که 18 دقیقه بازی کرده و در گفتگوی خود تاکید داشته که اصلا در بازی حضور نداشته است.

به همین دلیل گفتگویی با رامتین سلیمان زاده داشتیم که از این حادثه ترسناک جان سالم به در برده و او ساعاتی پس از این برخورد و رفتن به بیمارستان حال و هوای خود را در هنگام برخورد و پس از آن توضیح داده است که در ادامه می‌خوانید.

2026043

*تا دو ساعت حافظه کوتاه مدت نداشتم 
دقایقی از بازی گذشته بود که یک توپ بلند از سمت دروازه ملوان زده شد و من برای نبرد هوایی با مهاجم تیم حریف از روی زمین بلند شدم و بقیه را متوجه نشدم. در صحنه‌های تلویزیونی می بینم که با مهاجم ملوان سر به سر شدم و تا 2 ساعت حافظه کوتاه مدت نداشتم و چیزی یادم نمی‌آید.

*مثل اینکه اصرار داشتم در زمین بمانم
مکالمه‌‌ای که با داور بازی، پزشک تیم، همبازیان و حتی سرمربی تیم داشتم را اصلا یادم نمی‌آید. شرایط خوبی نداشتم. موقعیت مکانی و زمانی را گم کرده بودم و خیلی اصرار داشتم به بازی ادامه بدهم. در حالی که تمام این لحظات را یادم نمی آید.

*فقط یادم می‌آید برای گرم کردن به زمین رفتم 
یادم می‌آید که برای گرم کردن وارد زمین شدم. باران به شدت می‌آمد. حتی 6، 7 دقیقه‌ای که بازی کردم را یادم نمی‌آید که چه اتفاقاتی افتاد. دو ساعت و نیم بعد از بازی در بیمارستان متوجه شدم که چه اتفاقاتی برایم افتاده. فکر می‌کردم کاملا بیهوش شده‌ام، در حالی که اصلا بیهوش نشده‌ام ولی تمام اتفاقات را به مدت 2 ساعت یادم نمی‌آید.

*خدا کمک کرد
خدا را شکر سی تی اسکن دادم و مشکلی پیش نیامده است. ختم به خیر شده. خدا کمک کرد که اتفاقی برایم رخ ندهد.

دیدگاه‌ها