کد خبر : 1239862 |
22 اردیبهشت 1394 ساعت 12:40 |
38.5K بازدید |
0
دیدگاه
آیا گواردیولا تاکتیک اشتباهی برای بایرن انتخاب کرده بود؟
می توان مقابل بارسا، "بارسایی" بازی کرد؟
پیروزی 3-0 بارسا مقابل بایرن مونیخ در دیدار رفت مرحله نیمه نهایی رقابت های لیگ قهرمانان اروپا، یکی از هیجان انگیزترین دیدارهای این فصل و حتی چند فصل اخیر اروپا بود.

به گزارش "ورزش سه"، یک نمایش شگفت انگیز، دیداری که سرعتی و جذاب بین دو تیمی که با پرس از جلوی زمین و بازیسازی از خط دفاعی بازی می کنند. سرعت بالای بازی دو تیم هم نشانه ای از کیفیت بالای بازیکنان دو تیم بود.
دلیل چنین اتفاقی هم واضح بود؛ پپ گواردیولا تصمیم داشت در اولین بازگشتش به نوکمپ، با بایرن مونیخ، به "شیوه بارسا" بازی کند. یوپ هاینکس، مربی قبلی بایرن مونیخ، دو سال قبل با شیوه ای کاملا متفاوت بارسا را در هم کوبیده بود؛ با شیوه ای "آنتی بارسایی"، نمایشی براساس قدرت بدنی، ضدحمله و ضربات ایستگاهی. شیوه ای که با سبک بازی بسیاری از تیم های نیمه پایین جدول لالیگا مقابل بارسا تفاوت چندانی نداشت. البته تفاوت اصلی این بود که بایرن این تاکتیک را با بازیکنانی در کلاس جهانی ارائه داد.
گواردیولا قصد دارد با سبک خود بارسا، آبی و اناری ها را شکست بدهد؛ اتفاقی که از سال 2008 و زمانی که خودش هدایت آبی و اناری ها را برعهده گرفت، به ندرت اتفاق افتاد. در تمام دوران حضور پپ گواردیولا، تیتو ویلانووای فقید و لوئیس انریکه (تاتا مارتینو محافظه کارتر بود و تیمش کمتر بارسایی بازی می کرد) روی نیمکت بارسا، آنها گاهی مقابل تیم هایی که با شیوه متفاوتی بازی می کردند، شکست می خوردند اما کمتر برابر تیم هایی که با همان سبک خودشان به میدان می رفتند، بازی را واگذار کردند.
البته بخشی از آن به دلیل آن است که تیم هایی کمی اعتماد به نفس ارائه نمایش هایی "باز"، هجومی، با ضرباهنگ بالا در فوتبال را دارند؛ اما وقتی این اتفاق رخ بدهد، دیدارهایی به شدت هیجان انگیز رقم می خورد؛ دیدارهایی که به نظر از دنیایی دیگر هستند.
تیم هایی که تلاش می کنند مقابل بارسا، با شیوه این تیم بازی کنند، چهار نشانه دارند؛ اول، پرس کردن از جلوی زمین و تلاش برای متوقف کردن بازیسازی بارسا از خط دفاعی؛ دوم، بازی کردن از عقب زمین و تغذیه خط میانی، به جای استفاده از پاس های بلند برای خط حمله؛ سوم، قرار گرفتن در دفاعی در نزدیکی میانه زمین و چهارم، تلاش برای بهره بردن از فضای پشت خط دفاعی بارسا با پاس های سریع. در ادامه، به چند دیدار که نمونه ای از تلاش حریفان برای شکست دادن بارسا با شیوه ای خودش است، می پردازیم:
بارسلونا 3-1 ویارئال؛ لالیگا، نووامبر
هرچند این دیداریک ال کلاسیکو یا یکی از دیدارهای حساس چمپیونزلیگ نبود اما احتمالا می توان آن را یکی از جذاب ترین نمایش های فوتبال در عصر مدرن دانست. تیم ویارئال در آن زمان فوق العاده بود؛ با بورخا والرو و برونو سوریانو در مرکز زمین، سانتی کاسورلا و کانی در دو سمت و جوزپه روسی و نیلمار در خط حمله. سیستم این تیم 2-4-4 شناور یا 2-2-2-4 بود که در آن بازیکنان کناری می توانستند به سمت مرکز زمین متمایل شوند و مهاجمان هم با رفتن به کناره ها، به بازی عرض می دادند. این به آن معنی است که ویارئال همیشه با چهار بازیکن در خط میانی و دو مهاجم در دو سمت، بازی می کرد.
خط دفاعی تیم خوان کارلوس گاریدو با فاصله از محوطه جریمه بازی می کرد و این باعث شد تا داوید ویا در همان دقایق ابتدایی دروازه این تیم را باز کند. پدرو رودریگز هم گل دوم را به این تیم زد اما به دلیل آفساید پذیرفته نشد. در سمت مقابل، پاسکاری های بازیکنان ویارئال، بارها خط دفاعی بارسا را باز کرد و در نهایت حرکت انفرادی نیلمار، به یک گل دیدنی منجر شد.
در نهایت بازی با گل فوق العاده ای مسی به پیروزی رسید. ستاره آرژانتینی بعد از دو بار یکی و دو (در واقع یک بار سه و چهار!) با پدرو، توپ را با یک ضربه چیپ، از بالای سر دیگو لوپز وارد دروازه کرد؛ تقریبا شبیه همان چیپی که هفته قبل به مانوئل نویر زد. گل مسی با کمی خوش شانسی به ثمر رسید و نتیجه نهایی، نشان دهنده نمایش خوب ویارئال نبود.
آرسنال 2-1 بارسلونا؛ مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان؛ فوریه 2011
دو تیم یک فصل قبل هم در مرحله یک چهارم نهایی مقابل هم قرار گرفته بودند و بارسا در مجموع دو دیدار با نتیجه 6-3 پیروز شده بود. در دیدار رفت آن فصل، آرسنال در خانه و به لطف درخشش مانوئل آلمونیا، توانسته بود بارسا را با تساوی 2-2 متوقف کند. آنها نتوانسته بودند با پرس بارسا، به ویژه در 15 دقیقه ابتدایی هماهنگ شوند.
اما این بار آنها خود را به خوبی هماهنگ کردند. بازی آرسنال از دو جمله بهتر شده بود که هر دو در زمینه پرسینگ بود. اول اینکه آنها متوجه شده بودند خودشان هم با حریف را پرس کنند و مانع بازیسازی بارسا از عقب زمین شوند و دوم، سازگار شدن بهتر آنها با پرسینگ حریف بود. ویلشر با یک نمایش خوب، تاثیر زیادی در خارج شدن تیم از زیر پرس بارسا داشت؛ هرچند باز هم بالا بازی کردن خط دفاعی، مشکلاتی ایجاد کرد.
مسی و داوید ویا هر دو یک موقعیت تک به تک داشتند که مسی فرصتش را از دست داد اما ویا آن را تبدیل به گل کرد. در واقع، بخشی از بازگشت آرسنال به بازی، به دلیل بود که گواردیولا تیمش را بیش از اندازه دفاعی کرده بود؛ در حالی که می توانستند آرسنال را به خاطر انجام نمایشی هجومی، مجازات کنند.
البته در دیدار برگشت بار دیگر بارسلونا 3-1 پیروز شد و توانست به مرحله بعدی راه پیدا کند.
اتلتیک بیلبائو 2-2 بارسلونا؛ لالیگا، نووامبر 2011
برای پپ گواردیولا، این احتمالا مهمترین دیدار دوران مربیگری بود زیرا برای اولین بار مقابل مربی ای قرار می گرفت که الهام بخش حرفه ای اش بود؛ مارسلو بیلسا. پیش از اینکه گواردیولا هدایت بارسا را برعهده بگیرد، آنها ساعت ها در مورد تاکتیک های فوتبال با هم صحبت می کردند و این دیدار یک نمایش عالی از پرسینگ بود. گواردیولا تیمش را با یک ترکیب سه نفره غیرمنتظره در خط حمله به میدان فرستاد؛ مسی، فابرگاس و آدریانو؛ احتمالا به این خاطر که می خواست آنها عقب تر بازی کنند و جای شان را با هافبک ها عوض کنند تا مدافعان حریف از پست های شان خارج شوند. البته انجام چنین تاکتیکی دشوار بود که بخشی از آن، به دلیل بارش شدید باران بود.
بیلبائو به لطف گل به خودی جرارد پیکه، 2-1 پیش افتاد و تنها مسی در دقایق پایانی، توانست کار را به تساوی بکشاند. گواردیولا برای افزایش توان تیمش، مجبور شد سه تعویض هجومی انجام بدهد؛ الکسیس سانچز به جای ژاوی، داوید ویا به جای آدریانو و در نهایت، تیاگو آلکانتارا به جای پیکه. این تعویض ها در نهایت جواب داد اما مشکلات بارسا در خط میانی تا پایان ادامه داشت. گواردیولا در پایان بازی تایید کرد که هیچ تیمی به اندازه بیلبائو، تیمش را تحت فشار نگذاشته بود.
بارسلونا 2-2 رئال مادرید؛ کوپا دل ری؛ ژانویه 2012
وقتی ژوزه مورینیو هدایت رئال را برعهده گرفت، در ابتدا تلاش کرد با شیوه ای مثبت مقابل بارسای گواردیولا بازی کند اما نتیجه آن شکست 5-0 بود؛ همین باعث شد تا آقای خاص در دیدار بعدی در لاک دفاعی فرو برود؛ بازی با سه هافبک دفاعی و بدون مهاجم تخصصی. در واقع این کریس رونالدو بود که در جلوی زمین بازی می کرد.
اما در آن مقطع، مورینیو بار دیگر اعتماد به نفس بازی کردن مقابل بارسا را به دست آورده بود. رونالدو به سمت چپ برگشت بود و کریم بنزما در نوک خط حمله قرار گرفت. کاکا و مسوت اوزیل هم در فاز هجومی خط میانی به میدان رفتند. پرس چهار در برابر چهار رئال و البته اشتباهات خوزه پینتو، دروازه بان دوم بارسا، فرصت های گلزنی خوبی را در اختیار رئال قرار داد.
بارسا در نیمه اول با گل های پدرو و دنی آلوس پیش افتاد اما رئال در نیمه دوم با تغییر سیستم به 4-2-4، به بازی برگشت. رونالدو و بنزما گلزنی کردند و بارسا تنها به لطف پیروزی دیدار رفت، راهی مرحله بعد شد.
دلیل چنین اتفاقی هم واضح بود؛ پپ گواردیولا تصمیم داشت در اولین بازگشتش به نوکمپ، با بایرن مونیخ، به "شیوه بارسا" بازی کند. یوپ هاینکس، مربی قبلی بایرن مونیخ، دو سال قبل با شیوه ای کاملا متفاوت بارسا را در هم کوبیده بود؛ با شیوه ای "آنتی بارسایی"، نمایشی براساس قدرت بدنی، ضدحمله و ضربات ایستگاهی. شیوه ای که با سبک بازی بسیاری از تیم های نیمه پایین جدول لالیگا مقابل بارسا تفاوت چندانی نداشت. البته تفاوت اصلی این بود که بایرن این تاکتیک را با بازیکنانی در کلاس جهانی ارائه داد.
گواردیولا قصد دارد با سبک خود بارسا، آبی و اناری ها را شکست بدهد؛ اتفاقی که از سال 2008 و زمانی که خودش هدایت آبی و اناری ها را برعهده گرفت، به ندرت اتفاق افتاد. در تمام دوران حضور پپ گواردیولا، تیتو ویلانووای فقید و لوئیس انریکه (تاتا مارتینو محافظه کارتر بود و تیمش کمتر بارسایی بازی می کرد) روی نیمکت بارسا، آنها گاهی مقابل تیم هایی که با شیوه متفاوتی بازی می کردند، شکست می خوردند اما کمتر برابر تیم هایی که با همان سبک خودشان به میدان می رفتند، بازی را واگذار کردند.
البته بخشی از آن به دلیل آن است که تیم هایی کمی اعتماد به نفس ارائه نمایش هایی "باز"، هجومی، با ضرباهنگ بالا در فوتبال را دارند؛ اما وقتی این اتفاق رخ بدهد، دیدارهایی به شدت هیجان انگیز رقم می خورد؛ دیدارهایی که به نظر از دنیایی دیگر هستند.
تیم هایی که تلاش می کنند مقابل بارسا، با شیوه این تیم بازی کنند، چهار نشانه دارند؛ اول، پرس کردن از جلوی زمین و تلاش برای متوقف کردن بازیسازی بارسا از خط دفاعی؛ دوم، بازی کردن از عقب زمین و تغذیه خط میانی، به جای استفاده از پاس های بلند برای خط حمله؛ سوم، قرار گرفتن در دفاعی در نزدیکی میانه زمین و چهارم، تلاش برای بهره بردن از فضای پشت خط دفاعی بارسا با پاس های سریع. در ادامه، به چند دیدار که نمونه ای از تلاش حریفان برای شکست دادن بارسا با شیوه ای خودش است، می پردازیم:
بارسلونا 3-1 ویارئال؛ لالیگا، نووامبر
هرچند این دیداریک ال کلاسیکو یا یکی از دیدارهای حساس چمپیونزلیگ نبود اما احتمالا می توان آن را یکی از جذاب ترین نمایش های فوتبال در عصر مدرن دانست. تیم ویارئال در آن زمان فوق العاده بود؛ با بورخا والرو و برونو سوریانو در مرکز زمین، سانتی کاسورلا و کانی در دو سمت و جوزپه روسی و نیلمار در خط حمله. سیستم این تیم 2-4-4 شناور یا 2-2-2-4 بود که در آن بازیکنان کناری می توانستند به سمت مرکز زمین متمایل شوند و مهاجمان هم با رفتن به کناره ها، به بازی عرض می دادند. این به آن معنی است که ویارئال همیشه با چهار بازیکن در خط میانی و دو مهاجم در دو سمت، بازی می کرد.
خط دفاعی تیم خوان کارلوس گاریدو با فاصله از محوطه جریمه بازی می کرد و این باعث شد تا داوید ویا در همان دقایق ابتدایی دروازه این تیم را باز کند. پدرو رودریگز هم گل دوم را به این تیم زد اما به دلیل آفساید پذیرفته نشد. در سمت مقابل، پاسکاری های بازیکنان ویارئال، بارها خط دفاعی بارسا را باز کرد و در نهایت حرکت انفرادی نیلمار، به یک گل دیدنی منجر شد.
در نهایت بازی با گل فوق العاده ای مسی به پیروزی رسید. ستاره آرژانتینی بعد از دو بار یکی و دو (در واقع یک بار سه و چهار!) با پدرو، توپ را با یک ضربه چیپ، از بالای سر دیگو لوپز وارد دروازه کرد؛ تقریبا شبیه همان چیپی که هفته قبل به مانوئل نویر زد. گل مسی با کمی خوش شانسی به ثمر رسید و نتیجه نهایی، نشان دهنده نمایش خوب ویارئال نبود.
آرسنال 2-1 بارسلونا؛ مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان؛ فوریه 2011
دو تیم یک فصل قبل هم در مرحله یک چهارم نهایی مقابل هم قرار گرفته بودند و بارسا در مجموع دو دیدار با نتیجه 6-3 پیروز شده بود. در دیدار رفت آن فصل، آرسنال در خانه و به لطف درخشش مانوئل آلمونیا، توانسته بود بارسا را با تساوی 2-2 متوقف کند. آنها نتوانسته بودند با پرس بارسا، به ویژه در 15 دقیقه ابتدایی هماهنگ شوند.
اما این بار آنها خود را به خوبی هماهنگ کردند. بازی آرسنال از دو جمله بهتر شده بود که هر دو در زمینه پرسینگ بود. اول اینکه آنها متوجه شده بودند خودشان هم با حریف را پرس کنند و مانع بازیسازی بارسا از عقب زمین شوند و دوم، سازگار شدن بهتر آنها با پرسینگ حریف بود. ویلشر با یک نمایش خوب، تاثیر زیادی در خارج شدن تیم از زیر پرس بارسا داشت؛ هرچند باز هم بالا بازی کردن خط دفاعی، مشکلاتی ایجاد کرد.
مسی و داوید ویا هر دو یک موقعیت تک به تک داشتند که مسی فرصتش را از دست داد اما ویا آن را تبدیل به گل کرد. در واقع، بخشی از بازگشت آرسنال به بازی، به دلیل بود که گواردیولا تیمش را بیش از اندازه دفاعی کرده بود؛ در حالی که می توانستند آرسنال را به خاطر انجام نمایشی هجومی، مجازات کنند.
البته در دیدار برگشت بار دیگر بارسلونا 3-1 پیروز شد و توانست به مرحله بعدی راه پیدا کند.
اتلتیک بیلبائو 2-2 بارسلونا؛ لالیگا، نووامبر 2011
برای پپ گواردیولا، این احتمالا مهمترین دیدار دوران مربیگری بود زیرا برای اولین بار مقابل مربی ای قرار می گرفت که الهام بخش حرفه ای اش بود؛ مارسلو بیلسا. پیش از اینکه گواردیولا هدایت بارسا را برعهده بگیرد، آنها ساعت ها در مورد تاکتیک های فوتبال با هم صحبت می کردند و این دیدار یک نمایش عالی از پرسینگ بود. گواردیولا تیمش را با یک ترکیب سه نفره غیرمنتظره در خط حمله به میدان فرستاد؛ مسی، فابرگاس و آدریانو؛ احتمالا به این خاطر که می خواست آنها عقب تر بازی کنند و جای شان را با هافبک ها عوض کنند تا مدافعان حریف از پست های شان خارج شوند. البته انجام چنین تاکتیکی دشوار بود که بخشی از آن، به دلیل بارش شدید باران بود.
بیلبائو به لطف گل به خودی جرارد پیکه، 2-1 پیش افتاد و تنها مسی در دقایق پایانی، توانست کار را به تساوی بکشاند. گواردیولا برای افزایش توان تیمش، مجبور شد سه تعویض هجومی انجام بدهد؛ الکسیس سانچز به جای ژاوی، داوید ویا به جای آدریانو و در نهایت، تیاگو آلکانتارا به جای پیکه. این تعویض ها در نهایت جواب داد اما مشکلات بارسا در خط میانی تا پایان ادامه داشت. گواردیولا در پایان بازی تایید کرد که هیچ تیمی به اندازه بیلبائو، تیمش را تحت فشار نگذاشته بود.
بارسلونا 2-2 رئال مادرید؛ کوپا دل ری؛ ژانویه 2012
وقتی ژوزه مورینیو هدایت رئال را برعهده گرفت، در ابتدا تلاش کرد با شیوه ای مثبت مقابل بارسای گواردیولا بازی کند اما نتیجه آن شکست 5-0 بود؛ همین باعث شد تا آقای خاص در دیدار بعدی در لاک دفاعی فرو برود؛ بازی با سه هافبک دفاعی و بدون مهاجم تخصصی. در واقع این کریس رونالدو بود که در جلوی زمین بازی می کرد.
اما در آن مقطع، مورینیو بار دیگر اعتماد به نفس بازی کردن مقابل بارسا را به دست آورده بود. رونالدو به سمت چپ برگشت بود و کریم بنزما در نوک خط حمله قرار گرفت. کاکا و مسوت اوزیل هم در فاز هجومی خط میانی به میدان رفتند. پرس چهار در برابر چهار رئال و البته اشتباهات خوزه پینتو، دروازه بان دوم بارسا، فرصت های گلزنی خوبی را در اختیار رئال قرار داد.
بارسا در نیمه اول با گل های پدرو و دنی آلوس پیش افتاد اما رئال در نیمه دوم با تغییر سیستم به 4-2-4، به بازی برگشت. رونالدو و بنزما گلزنی کردند و بارسا تنها به لطف پیروزی دیدار رفت، راهی مرحله بعد شد.
مایکل کاکس- ESPN